تبلیغات
سدسازی

سدسازی

به امید ایرانی آباد و آزاد

یکشنبه 27 دی 1388

فروش جزوات کامل کنکور ارشد عمران زیر قیمت

جهت اطلاع از نحوه فروش با شماره تلفن:09379939536 تماس بگیرید

  • نظرات() 
  • یکشنبه 20 دی 1388

    به وبلاگ تخصصی "سد" خوش آمدید

    با نظرات ارزشمند خود ما را یاری کنید.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 20 دی 1388

    گذری بر سدهای قدیمی ایران

     

    با توجه به این كه توسعه آبیاری با پیشرفت و ترقی ملت ها رابطه مستقیمی دارد لذا مطالعه در بندهای متعددی كه از ادوار قدیم در ایران باقی مانده است جالب به نظر   می رسد.

    -قدیمی ترین سدهای ایران «سد كورش كبیر» كه محل آن در سرچشمه دجله واقع در سوریه امروزی بوده و «بند داریوش كبیر» كه بقایای آن در رودخانه كر واقع است در حدود 2500 سال قدمت دارند.

    از پل بندهای خراسان آنچه می توان نام برد: «پل بند طوس» كه در شهر طوس قرار داشته و مطابق گزارش های تاریخی دختر فردوسی شاعر شهیر ایرانی آن را ساخته و وقف كرده است.

    كه البته در اجرای برنامه های عمرانی جدید این پل بند تاریخی از بین رفته است!

    سد طبس سدی قوسی كه در دره ای بسیار تنگ در 400 كیلومتری جنوب غربی مشهد واقع شده كه البته این سد هم از گل و لای پر شده است:

    -بند اخلمد در 60 كیلومتری جنوب غربی مشهد كه شاه عباس دوم آن را بنا كرده و قابل استفاده نیست.

    -خصوصیات فنی بندهای ایران .

    1-مصالح بكار رفته.

    بدیهی است كه در سد سازی حتی المقدور از مصالح محلی استفاده می شده است و به طور كلی آجر و سنگ با ملات آهكی، شالوده سدها را برای مقابله با فشار جانبی آب تشكیل می داده اند.

    2-شكل سدها از لحاظ انتقال نیروی جانبی آب

     الف) سدهای وزنی

    همان طور كه می دانید در صنعت سد سازی اگر با تقویت ابعاد سد با فشار افقی آب مقابله شود سد را «سد وزنی» می نامند. در سدهای وزنی مقابله با نیروهای افقی از این راه صورت می گیرد كه ابعاد سد را آن قدر قوی و بزرگ انتخاب می كنند كه برآیند نیروهای عمودی و نیروهای افقی تنها در پی ها فشار ایجاد كند.

    ب: سدهای قوسی

    در این سدها با انحنایی كه به فرم بند داده می شود فشارهای جانبی را مستقیماً به سطوح جانبی كوه هدایت می كنند.  با وجود این كه چندین سال پیش دولتهای غربی بكار بردن قوس و اختراع آن را از آن رومیها می دانستند به احتمال بسیار قوی اختراع سدهای قوسی را می توان به استادان سد ساز ایرانی نسبت داد.

    ج: سدهای پایه‌ای

    در این بندها با وجود این كه جدار خوربند نسبتاً نازك است ولی توسط پایه هایی كه معمولاً مثلثی شكل هستند در مقابل فشار آب تقویت می شوند مانند دو سد اخلمد و فریمان كه البته سد فریمان در وسط دارای هرم عظیمی به عنوان پایه است كه بصورت دیوار حائل، جداره ی بند را تقویت می كند چنین بنظر می رسد كه این پایه برای تقویت بند بعداً ساخته شده باشد.

    د: انتخاب محل سد

    در تمام نقاطی كه سدهای قدیم ایران بنا شده است. شرایط طبیعی از لحاظ تنگی دره و استقامت كوهها وغیره به خوبی مراعات شده است. این سدها اغلب در نقاط كوهستانی و دور دست كه حتی امروز به سختی می توان به آنها دسترسی پیدا كرد قرار گرفته اند، باید قبول كرد كه انتخاب محل سد پس از جستجوی بسیار توسط كارشناسان و سد سازان قدیمی صورت می گرفته است.

    ه: شرایط شالوده ریزی:

    شرایط شالوده ریزی سدها كاملاً با هم متفاوت بوده است در بعضی نقاط كه سنگ سخت كوه در كف رودخانه ها قرارمی‌گرفته  شالوده ریزی سدها محكم و با وجود پر شدن از شن و لای هنوز پابرجا می باشند. ولی در اكثر موارد كه سدها را به علت نبود امكان خاكبرداری برای رسیدن به سنگ روی طبقات رسوبی بنا كرده اند موجودیت سدها با خطر مواجه شده است.

    و: برج های آبگیر

    ارتفاع سدهای مخزنی ایران بین 15 تا 40 متر است، با توجه به این كه مهار فشار آب در زمان باز كردن سد به منظور بهره برداری برای سازندگان سدها مشكلاتی ایجاد می كرده ایرانیان برای این كار راه حل جالبی یافته اند. بدین صورت كه در قسمت سرآب و چسبیده به بدنه سد برجهایی از كف رودخانه تا تاج سد از آجر یا سنگ بنا می كرده اند كه این برجها در ارتفاعات معینی مجهز به سوراخهایی افقی بوده كه با مخزن و در یا چه سد ارتباط داشته اند، دور برج مزبور پله حلزونی از تاج تا پایین ترین سوراخ آبگیری برج تعبیه می شده تا بندبازان از داخل سوراخهای افقی آن را باز كرده یا ببندند.

    ح: تخلیه آبهای طغیانی

    برای كلیه سدها آبهای طغیانی را ( آبهای اضافی را خصوصاً در مواقع طغیان و بروز سیلابهای عظیم) بدون آن كه به سد آسیبی برسانند باید دور كرد. ساده ترین راه برای حل این مسئله این است كه آبهای طغیانی و سیلابها از روی سد سرزیر شوند كه البته نیرویی كه از سقوط آبهای سیلابی روی بدنه و دریاچه سد وارد می شود می تواند باعث شسته شدن سد گردد. پس راه حل دیگری كه مشكل نامبرده را برطرف كند این است كه راه جداگانه ای جز بدنه و اجزاء اصلی سد برای عبور سیلاب در نظر گرفته شود یعنی در یك یا دو طرف سد قسمتی از تاج سد را از سطح اصلی پایین تر برده تا آبهای طغیانی بتوانند از این قسمت سرزیر شوند.

    وضعیت كنونی سدهای ایران از لحاظ بهره برداری

    تعدادی از سدهای قدیمی ایران ( مانند فریمان ) هنوز پابرجا هستند و از آنها بهره برداری می شود ولی به علت آن كه در پای سدهای قدیمی ایران «حوض آرامش» در نظر گرفته نشده انرژی توده های آب كه از روی بدنه سد سقوط كرده اند باعث شسته شدن سد شده است البته پس از این آبشویی معمولاً حوض آرامش طبیعی بوجود می آید كه آب موجود در آن به صورت تشكی برای از بین بردن انرژی آب در می آید كه اگر عمل شسته شدن كف رودخانه و زیر سد از حد معمول تجاوز نكند مشكلاتی بوجود می آید.

    با توجه به ابتكار و خلاقیت استادان سد ساز ایرانی و با در نظر گرفتن پشتوانه علمی آنان در زمینه های مختلف امید است دانشجویان و متخصصین آب كشور با تلاش های روز افزون خود در جهت رفع مشكلات كمبود آب و منابع محدود آن راهكارهای مناسبی را همگام با مطالعات روز ارائه دهند. 

     

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 دی 1388

    در همایش سدهای بزرگ: پیامدها و جایگزین ها مطرح شد

    ما تاكنون بیش از 100 سد ساخته ایم كه حتی برای نمونه یك ارزیابی تطبیقی بر ساخت این سدها انجام نگرفته است. فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر در زمینه آب در همایش سدهای بزرگ: پیامدها و جایگزین ها با تاكید بر نادرستی شیوه تحلیل سدها و تخصیص نادرست منابع در چارچوب تصمیم گیری های ناشفاف دولتی گفت: سد سازی تنها راه حل جبران كمبود آب نیست. در مدیریت عرضه خیلی از قنات ها را از بین بردیم. سد بار نیشابور باعث شد تا قنات هزار ساله یی كه تمام اراضی كشاورزی پایین دست منطقه را در طول سال ها آبیاری می كرد خشك شود. مسوولان به بهانه آبیاری زمین های كشاورزی این سد را احداث كردند تا همان آبیاری را انجام دهد كه سال ها توسط قنات از زیرزمین صورت می گرفت. اما اكنون حجم قابل ملاحظه یی از این آب تبخیر می شود.
        
        وی با اشاره به تضادهای بخش آب ایران با اصل 44 قانون اساسی گفت: همچنین این بخش با توسعه پایدار نیز در تضاد است. این پژوهشگر مدیریت تقاضای آب را به چهار بخش تقسیم كرد و افزود: اولین بخش شامل برنامه ریزی كاهش هدررفت آب است. در شبكه های شهری طبق آمار سازمان ملل 50 درصد آب شهری هدر می رود. در شبكه های كشاورزی ایران میانگین هدررفت آب 70 درصد است. دومین قسمت برنامه ریزی كاهش مصرف است مانند كشاورزی قطره یی، استفاده از شیرهای پایشگر، ظرفیت سازی و غیره. ظفرنژاد سومین بخش از مدیریت تقاضای آب را كاربرد ابزارهای مالی مانند حذف یارانه دانست.
        
        وی معتقد است یارانه آب به نفع قشر ثروتمند جامعه است و آنها برای استخرهای آب و شستن زمین یا ماشین از این آب یارانه یی استفاده می كنند. همچنین مشاركت های انجمن های غیردولتی و ذینفعان در تصمیم گیری چهارمین بخش از مدیریت تقاضای آب است. وی در بخش دیگر سخنانش در مورد مدیریت عرضه آب گفت: ما می توانیم آب های مصرفی را بازیافت كنیم. این بازیافت شامل بازیافت زه آب كشاورزی، بازیافت زه آب شرب شهری، افزایش كاربرد هر متر مكعب آب و بازچرخانی آب صنعتی است. در حالی كه در ایران هیچ بازیافت آبی دیده نمی شود در ژاپن آب های استفاده شده 25مرتبه مورد استفاده قرار می گیرد. این پژوهشگر توسعه و احیای روش های پایدار منابع آب زیرزمینی، گردآوری و دروی باران و مهار پایدار آب های سطحی سدهای كوچك و بندها با رعایت هزینه موثر را سه عامل دیگر موثر در مدیریت عرضه آب عنوان كرد.
        
        وی با تاكید بر اینكه سالانه 5 تا 10 میلیارد مترمكعب از آب تجدیدپذیر كشور در مخزن سدها تبخیر می شود، گفت: سدها تنها توهم توسعه منابع آبی را ایجاد می كنند و مطالعات در بخش آب جنبه تزئینی دارد. نارسایی های مزمن سد سازی، ساخت و ساز بسیار شتابزده و اجرازدگی در توسعه آبخیزها مشكلات سدهای ما است. سد كرخه كه بزرگ ترین سد كشور است به تنهایی 30 میلیون مترمكعب تبخیر در سال دارد.
        
        محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع با اشاره به وجود 93 سد بزرگ مخزنی و تدارك ساخت سه برابر سدهای موجود در آینده گفت: ساخت همزمان 90 سد در كشوری كه نرخ فرسایش و جابه جایی خاك در آن بیش از 5 میلیارد تن رسوب سالانه است، افتخار دارد یا شرمندگی؟ وی با اشاره به نوشته هرودوت درباره شبكه پیچیده تاسیسات آبیاری در زمان هخامنشیان گفت: در آن زمان با مهار 20 میلیارد متر مكعب آب، حدود5/1 میلیون هكتار زمین را كشاورزان ایرانی آبیاری می كردند.
        
        درویش با تاكید بر اینكه حداقل 15 درصد از كل تولیدات كشاورزی كشور ضایع می شود، مقدار ضایعات تولیدات كشاورزی را بالغ بر 15 میلیون تن عنوان كرد و گفت: با لحاظ كردن مقدار كارایی مصرف آب محصولات تولیدی (یعنی رقم 63 صدم كیلوگرم بر متر مكعب )، مقدار ضایعات آب از طریق ضایعات محصول 24 میلیارد متر مكعب محاسبه می شود. این مقدار ضایعات آب از نظر حجم برابر دست كم 70 درصد آب ذخیره شده در پشت 93 سد احداث شده كنونی در كشور است.وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: اگر مجموع مساحت اراضی كشاورزی فاریابی را كه در پشت سدهای احداث شده قرار گرفته اند و در انتظار آب های اهدایی به سر می برند، حدود یك و نیم میلیون هكتار در نظر بگیریم، در بهترین شرایط با اختصاص بودجه های كنونی تنها می توان به تجهیز سالانه 20 هزار هكتار از اراضی كشاورزی پایین دست به كانال های آبیاری فرعی امیدوار بود، یعنی 70 سال زمان لازم است تا سدهای كنونی كشور مجهز به كانال های آبیاری شوند: زمانی كه اغلب این سدها به پایان عمر مفید خود رسیده و به دلیل پر شدن رسوبات بیشتر شبیه یك زمین فوتبال می شوند.
        
        درویش با اشاره به اینكه تنها كافی است مصلحت ملی را بر دغدغه ها و ملاحظات یا سازمان متبوع خود ترجیح دهیم و به سرافرازی ایران بیندیشیم، گفت: سرآمد بودن در پیشتازی سد سازی هنگامی افتخار دارد كه بخش های مرتبط با این حوزه از بودجه و منابع انسانی كافی و متخصص برخوردار باشند. نه اینكه از نظر اختصاص سرمایه گذاری های دولتی در بخش كشاورزی، در بین 165 كشور جهان، جایگاه 143 را از آن خود كرده باشیم.
        
        دكتر محمد سعید كدیور مشاور بین المللی مهندسین مشاور یكم با اشاره به كمیسیون جهانی سدها كه از سال 1997 در كشور سوئیس آغاز به كار كرده است، گفت: این كمیسیون در طول سال های 2000-1997 به شیوه یی استثنایی توانست كار بسیار پیچیده ارزیابی اساسی و بازبینی جامعی را از پیامدهای گوناگون شش دهه فعالیت های سدسازی در جهان به ثمر برساند. سپس با جمع بندی فراگیر از عملكردها و دستاوردهای گذشته (چه مثبت و چه منفی) چارچوب جدید تصمیم گیری و ویژگی های مورد نیاز آن را برای دست اندركاران كنونی و آیندگان پی ریزی و پیشنهاد كرد. وی این سند كه برای اولین بار در سطح جهانی مطرح شده بود را باعث تحول و چالش زیادی در نظام فكری و طرز عمل دست اندركاران سدسازی و اندیشمندان مباحث توسعه منطقه یی و محیط زیست دانست و گفت: كتاب سدها و توسعه عملكرد این كمیسیون را شرح می دهد. این كتاب با بررسی موانع دستیابی به توسعه پایدار و در فرآیند تصمیم گیری طرح های توسعه منابع آب، چارچوب جدیدی را براساس پنج محور ارزشی و هفت اولویت راهبردی پیشنهاد می كند. كدیور پنج محور ارزشی این كتاب را شامل مساوات، كارایی، تصمیم گیری مشاركتی، مفاهیم توسعه پایدار و مسوولیت پذیری می داند. در هفت اولویت راهبردی برای تصمیم گیری در مورد احداث سدها این مسائل مطرح شده است: كسب رضایت عمومی، ارزیابی جامع تمام گزینه های جایگزین، توجه به وضعیت سدهای موجود، حفظ پایداری حیات رودخانه ها و معیشت مردم، شناخت حقوق مردم و تقسیم منافع طرح بین آنها، تضمین اجرای تعهدات و استفاده از رودخانه های مشترك برای صلح، توسعه و امنیت. كدیور با تاكید بر اینكه ایران بعد از چین و تركیه به رتبه سوم در ساخت سد در جهان رسیده است، گفت: جامعه بین المللی برقابی (IHA) به عنوان یكی از نمایندگان كلیدی صنعت سد سازی در جهان زمانی كه این كتاب چاپ شد، در سال 2004 تصمیمات خود را بر پایه این كتاب گرفت. عباس محمدی مدیر گروه دیده بان نیز با اشاره به اینكه تنها 7 درصد برق كشور توسط سدها تامین می شود، گفت: با توجه به آمار دو مقوله اصلی سد سازی كه سدها به ما آب و برق می دهند، دروغ است. وی همچنین درباره عدم توانایی سدها در جلوگیری از سیل و خرابی گفت: سدها به هیچ عنوان جلوی سیل ها را نمی گیرند، زیرا با وجود ساختن سدهای بی شمار تعداد سیل ها و خرابی ها نیز به مراتب بیشتر شده است. همچنین در این همایش مهدی فریور كارشناس ارشد راه و ساختمان درباره حقوق فرهنگی ملت در توسعه آبادانی و رضا مرادی غیاث آبادی نویسنده و پژوهشگر در زمینه اختر باستان شناسی نیز درباره سد سیوند و تنگه بلاغی صحبت كردند. همچنین در این همایش هیچ كدام از مسوولان و كارشناسان سدسازی كه دعوت داشتند شركت نكردند

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 دی 1388

     

    نسلی می‌رود
    نسلی دیگر می‌آید
    اما زمین همواره می‌ماند
    رودها به سوی دریاها روان می‌شوند

        پروفسور کی در آسمال (Kader Asmal)، یکی از اعضای برجسته‌ی «کمیسیون جهانی سدها» نویسندگان کتاب «سدها و توسعه» که پیش‌تر پیش‌گفتار کتاب مزبور، با اشاره به سخن آسمانی پروردگار که در ابتدای این یادداشت آمده است در کتاب مقدس مسیحیان (انجیل)، این نگرانی را مطرح می‌کند که آیا ممکن است عملکردهای نابخردانه‌ی بشر در نگاه افراطی به نهضت سدسازی، سبب تردید در کلام خداوند را فراهم آورد؟! و آیا ممکن است زمانی فرا رسد که دیگر هیچ رودی به دریا نرسد؟! نظیر فرجام نامیمونی که برای رودخانه کلرادو در آمریکا اتفاق افتاد و یا قم‌رود در دشت مسیله و یا ماجرای غم‌انگیز سد طرق در خراسان و
       
    چندی پیش نیز، عبارتی تاریخی از وینستون چرچیل، نخست‌وزیر مقتدر بریتانیای کبیر به چالش کشیده شده بود، آنجا که در سال ۱۹۰۸ میلادی با افتخار گفته بود:

    «یک روز، هر قطره از آبی که در دره نیل می‌ریزد و جاری می‌شود، دوستانه و به تساوی میان مردم رودخانه تقسیم خواهد شد و خود نیل شکوه‌مندانه خواهد مرد و هرگز به دریا نخواهد رسید

        اینک این پرسش قابل طرح است که آیا آرزوی چرچیل که خود را همواره یک مسیحی معتقد برمی‌شمرد آشکارا با کلام کتابی که قاعدتاً باید برایش مقدس باشد، در تضاد قرار نداشت؟!

     

     

        از این ناسازه‌ (پارادوکس) ی روحانی که بگذریم، در دنیای واقعیت و مدیریت سازه‌ها نیز، هر روز که می‌گذرد، بر صف مخالفان پنداری که می‌کوشد، سدسازی را نماد واقعی پیشرفت و توسعه کشورها و ملت‌ها نشان دهد، افزوده می‌شود.
       
    در حقیقت شاید بتوان پیشینه‌ی نخستین اعتراضات جدی به روند شتابناک توسعه‌ی سدسازی در جهان را تا ماه مارس سال ۱۹۷۷ به عقب برد (بیش از ۳۱ سال پیش)؛ زمانی که کنفرانس جهانی سازمان ملل متحد در شهر زیبای ماردل‌پلاتای کشور آرژانتین، با عنوان «کنفرانس آب» برگزار شد و حاصل آن، انتشار اسناد بسیار مشهوری بود با عنوان: United Nations’ Mar del Plata Action PLAN”". اسناد ارزشمندی که نه‌تنها به تصویب نمایندگان اغلب کشورهای جهان رسید، بلکه هنوز هم آموزه‌های منتج از آن مورد استناد قرار می‌گیرد. اما نه آنطور که بایسته و سزاوار است! چرا که اگر غیر از این بود، امروز نباید شاهد وقوع رخدادهای پی در پی و شتابانی باشیم که در اثر توسعه‌ی افراطی احداث سدهای مخزنی بزرگ بوجود آمده و بر ناپایداری سرزمین می‌افزاید. و باز امروز نباید اعتراف می‌کردیم که کماکان این اندیشه‌ی پیش‌برنده‌ی آب‌سالاران بنیادگرا (fundamentlist hydrocrasts) است که حرف آخر را در نظام برنامه‌ریزی کلان اغلب کشورها، به ویژه در اردوگاه جنوب می‌زند. و اینک به جایی رسیده‌ایم که به ندرت می‌توانیم رودخانه‌ای چون یلو استون (Yellowstone) را با طول بیش از یک هزار کیلومتر در جهان بیابیم که هنوز بر روی خود سنگینی سدی را احساس نکرده باشد. به نحوی که در فرانسه، تنها شاخه‌ی باقیمانده جریان آزاد رود رن (Rhon) نیز در ۱۹۸۶ با یک سد به اسارت کشیده شد و در دیگر مناطق اروپا، اغلب رودهای مشهور چون ولگا، هیچکدام شاخه‌ای بزرگتر از یک چهارم طول خود ندارند که تبدیل به مخزن نشده باشد! برآورد شده که مخزن سدها در سراسر دنیا، حدود ۱۰ هزار کیلومتر مکعب گنجایش دارند که این مقدار معادل پنج برابر حجم تمام رودخانه‌های جهان است!
       
    راستی! وقتی چنین موجی در جهان دست بالا را دارد، دیگر ما چه می‌گوییم؟ و چرا اینگونه صریح به مخالفت با سرداران نهضت سدسازی در کشور برخواسته‌ایم؟ چرا نمی‌گذاریم آنها با دل خوش به یکدیگر مدال سازندگی دهند و همایش‌های غرورآفرین برگزار کنند؟ چرا کابوس سدهایی چون پانزده خرداد و سیوند و ملاصدرا و را هر از گاه چون آوار بر سر ایشان خراب می‌کنیم؟! مگر نمی‌بینیم که همه چنین می‌کنند؟!
       
    پاسخ را شاید بتوان با توجه به خطر ناپیدایی که در روح حاکم بر جمله‌ی وینستون چرچیل وجود دارد، بیان کرد. اینکه چرچیل، از مرگ شکوه‌مندانه‌ی بزرگترین رودخانه‌ی آفریقا آن هم با غرور سخن گوید و اعلام نماید که روزی سرانجام به کمک بشر (با کمک سد آسوان)، همه‌ی قطرات تشکیل‌دهنده‌ی آب این رودخانه را به تساوی بین مردم تقسیم خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت تا نیل به مدیترانه برسد!
        
    دقت کنیم که نظیر چنین جملاتی را بارها و بارها در طول یکی دو دهه‌ی اخیر تا چه اندازه از زبان متولیان صنعت آب کشور شنیده و می‌شنویم. پیوسته به این نکته اشاره می‌شود که سهم قابل توجهی از پتانسیل آبی ایران، بدون استفاده از دسترس خارج شده و به دریاچه‌های داخلی یا آب‌های آزاد می‌ریزد. امّا اندک افرادی هستند که با خود این پرسش را طرح می‌کنند که اگر تمامی نزدیک به ۳۰۰ سد برنامه‌ریزی‌شده برای کشور ساخته شده و بدین‌ترتیب، همه‌ی اندوخته‌ی سطحی آب کشور، به اصطلاح مهار شود، آنگاه با ریه‌های خروشان سرزمین مادری، چون کارون، زاینده‌رود، سفیدرود، کرخه، خرسان، سرباز، مُند، زرینه‌رود وچه می‌کنیم؟! آیا می‌خواهیم همان بلایی را که بر سر کلرادو، قم‌رود، قره‌چای، کر و سیوند، هیرمند و آمده است را دوباره تکرار سازیم و نه‌تنها تنوع زیستی ناهمتای جانوری و گیاهی زیستمندان متکی به آب رودخانه‌های موصوف را از بین برده، بلکه سبب‌ساز نابودی کامل جلگه‌ی پایین‌دست در پایاب شویم؟ همان گونه که دشت سرسبز مسیله را از دست دادیم؟
        
    آری، چرچیل راست می‌گفت! پول نیل را سرانجام جمال عبدالناصر با احداث سد غول‌پیکر آسوان، سر سفره‌‌ی مردم آورد! و اینک چیزی جز زمین‌هایی از همیشه شورتر، لم‌یزرع و مسموم، با کمترین زیستمند گیاهی و جانوری برای مصری‌های ساحل‌نشین باقی نمانده است. در عوض مالاریا کماکان بیداد می‌کند و بسیاری از گونه‌های آبزی نیل با خطر انقراض کامل مواجه گشته‌اند.
       
    به جرأت می‌توان گفت: فرجام نامیمون ساخت بیش از ۴۵ هزار سد در جهان، توسط حمایت آب‌سالاران بنیادگرایی که با غرور تمام به جنگ قوانین طبیعی رفتند، هیچ زمان چون امروز ملموس و قابل درک نبوده است.

       : یادمان باشد
        همان طور که در یادداشت‌های قبلی نیز تأکید کرده‌ام، افراط‌‌گرایی در هر حوزه‌ای می‌تواند خطرناک باشد، حتا در صنعت آب و حتا در محیط زیست (اکولوفاشیست‌ها یا خمرهای سبز). این فقط افراط گرایی مذهبی و بن‌لادنیسم نیست که می‌تواند بحران بیافریند!
       
    مفهوم سخن فوق این است: همانگونه که نباید با ساخت هر نوع سدی در هر محل و زمانی مخالفت کرد، نباید هم به بهانه‌ی مهار آب‌های سرگردان و تأمین آب کشاورزی، در برابر فاجعه‌ی خاموشی تمامی رودخانه‌های کشور ساکت ماند.
       
    برای همین است که اینک برخی از کشورهای جهان در آسیا، اروپا و آمریکا تصمیم گرفته‌اند تا به روند افزایش ساخت سدهای مخزنی، شیبی منفی دهند. حتا در ایالات متحده با تخریب برخی از سدهای بزرگ کشور، تصمیم گرفته شده تا افزون بر ۱۶ هزار کیلومتر از بخش‌های حساس رودخانه‌های آمریکا، زیر پوشش قانون مصوب سال ۱۹۶۸ «حیات وحش و چشم‌اندازهای رودخانه‌ای»، در شرایط جریان آزاد و طبیعی نگهداشته شوند.
       
    باشد که با بازنگری و تغییر سیاست کنونی مدیریت حاکم بر بخش آب کشور، شَاهد آن باشیم که بخشی از بودجه‌های هنگفت این سدها، صرف بهبود سامانه‌های آبخیزداری در بالادست، افزایش غنای گیاهی کوهستان‌ها، تکمیل شبکه‌های آبیاری ناتمام پشت سدهای ساخته شده‌ی کنونی، عملیات آبخوانداری و سرانجام افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی شود؛ بخشی که هم‌اکنون بیش از ۹۰ درصد ار آب استحصال‌شده‌ی کشور را در خود می‌بلعد، امّا بازده آن حتا به ۳۰ درصد هم نمی‌رسد

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 دی 1388

    سدسازی، محیط زیست و توسعه پایدار ...

    نادرستی شیوه تحلیل سدها، بیش برآورد فایده ها، كم برآورد هزینه ها، بی توجهی به دوره ساخت واقعی سدها (كه غالباً بسیار طولانی تر از برنامه اولیه به بهره برداری می رسند) و بی توجهی به هزینه فرصت از دیگر اشتباهات رایج در توجیه سدسازی است. تامین مالی طرح های سدسازی از طریق مشاركت بخش خصوصی تقریباً یك استثنا است و همین خود آزمون مهمی در عدم توجیه اقتصادی طرح های سدسازی و نارسایی تحلیل های اقتصادی انجام شده از سوی مشاوران و پیمانكاران سدساز به شمار می رود.
        
        
    كاهش مصرف به كمك ابزارهای اقتصادی و در راستای تخصیص موثر منابع، به ویژه در شهرها از مهم ترین گام ها در مدیریت پایدار بخش آب است. ما پیاپی اراضی زراعی و باغات كرج و شهریار، سپس جاجرود و طالقان را از حقابه كشاورزی محروم كردیم تا در تهران به نامناسب ترین شیوه، با یارانه كلان (به سود اقشار پردرآمد و پرمصرف) آب را در دسترس مصرف كنندگانی قرار دهیم كه در سایه ارزانی، روش مصرف صرفه جویانه گذشتگان خود را فراموش كرده اند. اخیراً نیز ساخت سد دیگری در منجیل رودبار برای برداشت از حقابه شالیزارهای پایین دست برای تهران مطرح شده است و نیز چندین خط لوله دیگر برای برداشت ته مانده حقابه تخصیص یافته به كرج و شهریار در دست بررسی و اجرا داریم بی آنكه بیندیشیم كه به جای این همه راهكار مدیریت ناكارآمد عرضه با رویكرد سازه یی، كافی است راهكارهای مدیریت تقاضا در راستای كاهش مصرف بی رویه را به كار گیریم. كاهش مصرف و تلفات آب چه در كلانشهرها و چه در آبیاری، به ذخیره مقدار بسیار زیادی آب می انجامد كه نیاز به سدها را از میان می برد.
        
        
    ذخیره برق با به كارگیری مدیریت تقاضا، تولید نگاوات نامیده می شود كه به جای تولید مگاوات می تواند پاسخگوی نیازها باشد و با نصب لامپ های كم مصرف و اشاعه فرهنگ صرفه جویی به خوبی امكان پذیر است. مك كالی می نویسد: «كاربرد روش های تجدیدپذیر تولید انرژی مانند نیروگاه های خورشیدی در آینده نزدیك، به خط تولید ارزان و اقتصادی بدل خواهد شد. تا آن زمان كاربرد نیروگاه های گازی با تخصیص موثر منابع همسوتر، ارزان تر و تولید گازهای گلخانه یی آنها از سدها كمتر و زمان ساخت آنها كمتر از برقابی ها است.» (5/1 سال در برابر 10سال)
        
        
    ایرانی پیشینه درخشانی در توسعه پایدار منابع آب دارد. قنات ها، آب بندان ها، بندها و سدهای كوچك در دست بهره برداری (بندبهمن) نشان می دهند كه گذشتگان ما در پی اندیشه ژرف و بررسی طولانی، دست به اجرا و تغییر محیط می زدند بی آنكه تعادل پایدار آن را برهم زنند. اما ما در پنج دهه گذشته تنها با تقلید از الگوهای نادرست بیگانه نزدیك به هزار سد را مطرح كرده ایم كه گذشته از برهم زدن تعادل محیط زیست، تخصیص ناموثر منابع را نیز بر كشور تحمیل كرده است. تلاش كنیم با هم اندیشی، روند مطالعات، تصمیم گیری و مدیریت بخش آب كشور را به مدیریت پایدار نزدیك كنیم.
    منبع : روزنامه اعتماد

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 دی 1388

    نقش سازند تبخیری گچساران در ویژگیها ی ریخت زمینساختی دریاچه سد مخزنی جره ، رامهرمز

    سد مخزنی جره در شمال خاوری شهرستان رامهرمز در استان خوزستان و بر روی رودخانه رود زرد ساخته میشود . محدوده طرح بطور عمده از سازندهای گروه فارس بویژه سازند تبخیری گچساران پوشیده شده است محور سد بر روی گنگلومرای بختیاری قراردارد ولی نزدیك به دو سوم از دریاچه سد در تماس با سازند گچساران است كه در این منطقه شامل تناوبی از انیدریت ، مارنهای قرمز و خاكستری نمك و آهك ماسه أی است. از دیدگاه لرزه _ زمینساختی محدوده طرح در كمربند چین خورده فعال زاگرس قرارمیگیرد و چند گسل رانده مهم از محدوده دریاچه سد میگذرد . علابر آن خطواره هائی نیز در محدوده دریاچه شناسائی شده است.شیب صفحات راندگی به سمت شمال خاوری است . شیب لایه بندی در محل محور سدبین ١٦ تا ٢٤ درجه به سمت شمال خاوری است . ولی در محدوده دریاچه به دلیل عملكرد راندگی های موجود و گسترش سازند گچساران مقدار شیب متغیر است . در محدوده دریاچه دو راندگی در جهت شمال باختری جنوب خاوری و به صورت موازی با یكدیگر تشكیل شده اند به نحوی كه یك فرونشست زمین ساختی بین آنها بوجود آمده است . درون این افتادگی یك آبراهه بزرگ جریان دارد. این دو راندگی به سمت انتهای جنوب خاوری آبراهه به هم نزدیك میشوند به گونه ای كه لایه های بین أنها شیب نزدیك به قائم پیدا كرده اند حساسیت زیاد سازند گچساران نسبت به فرسایش به دلیل تاثیر سی ستم های راندگی تشدید شده است و انواع مختلفی از فرسایش بویژه در محل برخورد روندهای گسلی به خوبی گسترش یافته است . تاثیر این عملكرد را بر پدیده های انحلالی نیز میتوان به صورت پیدایش دولن و چاله های غول و ظهور تعدادی چشمه در امتداد راندگی های دریاچه مشاهده كرد . علاوه بر آن خرد شدگی سنگهای فوق سبب شده است تا لغزشهای كوچك و متعددی در كرانه های دریاچه رخ دهد . شیب لایه بندی در این محدوده ها بر اثر گسلش گاه تا ٩٠ درجه افزایش یافته است . بررسی روندهای شكستگی بر روی عكس ماهواره أی منطقه نشان میدهد كه بخشهای خطی و مستقیم مسیررودخانه جره در حد فاصل محور سد تا تقریبا " انتهای دریاچه بر شكستگیهای با روند شمالی جنوبی و شمال خاوری جنوب باختری منطبق است . جابجائی لایه های سازند اغاجاری و سازند بختیاری در پائین دست محل محور سد و تغییر ضخامت ظاهری أنها در دو سوی رودخانه رود ز رد حاكی از أن است كه به احتمال زیاد این رودخانه در مسیر یك شكستگی كششی با روند تقریبی NN30E جریان دارد . مجموع این ویژگی ها و اندازه گیری برخی از شاخص های ریخت زمینساختی مانند میزان چم و خم پیشانی كوهستان و نسبت پهنای كف دره به عمق آن و شاخص طول رودخان ه به شیب آن حاكی از فعال بودن زمینساخت در این محدوده است . هر چند پویائی منطقه از دیدگاه زمینساختی امری آشكار است اما گسترش سازند شكل پذیر گچساران و توالی چینه شناسی آن سبب تغیراتی در شدت و گسترش ویژگیها ی ریخت زمینساختی محدوده مورد بررسی شده است

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 دی 1388

    ارزیابی ویژگیهای هیدرودینامیكی یك سازند كربناته در ساختگاه سد تنگ شمیران ایلام

     

     

    سازند آسماری به سن اولیگومیوسن و با تركیب سنگ شناسی آهكی از سازندهایی است كه در ایران به عنوان بستری با آمادگی زیاد برای گسترش پدیده كارستی شدن شناخت ه شده است. این سازند كه در باختر ایران در گستره استان ایلام بصورتی جدانشده با سازند شهبازان و با نام آسماری شهبازان شناخته شده است، تركیب اصلی سنگ شناسی تكیه گاهها و بخشی از مخزن سد تنگ شمیران را در ١٠٠ كیلومتری جنوب باختری شهرستان كرمانشاه تشكیل می دهد . بمنظور بررسی ویژگیهای هیدرودینامیكی و چگونگی تراوایی در این سازند، در تكیه گاه راست سد روش ردیابی رنگی بكار گرفته شده است . بدین منظور ماده رنگی در كرانه راست رودخانه گنگیر در حدود ٤ كیلومتر بالادست در مخزن سد تزریق و نمونه برداری در فواصل زمانی و نقاط ت عیین شده به مدت 2/5 ماه انجام شد . استفاده از این روش منجر به شناخت بهتر وضعیت گسترش ناهمگون پدیده انحلال در سازند كربناته آسماری شهبازان شد . نتایج بدست آمده نشان می دهند كه ماده رنگی اورانین پس از طی مسافت ٤ كیلومتر در مدت چهار روز به محل چشمه شماره دو ر سیده است . سرعت بدست آمده بر پایه زمان پیدایش نخستین اثر ماده رنگی در چشمه حدود ٩٨٠ متر در روز می باشد كه با توجه به تصورهای پیشین در مورد سازند آسماری شهبازان سرعتی بالا است . با وجودی كه نتایج بدست آمده نشان می دهند در مسیر بین نقطه تزریق اورانین تا چشمه شماره دو پدیده كارستی شدن به گونه ای چشمگیر در سازند كربناته گسترش یافته، شكل نمودار زمان غلظت در چشمه شماره دو نشاندهنده این است كه سیستم كانالهای انحلالی كاملا" یكپارچه و همگن نبوده و جریان آب زیرزمینی از مسیر شكستگیها و كانالهای گوناگونی گذر نموده ا ست. روش آزمایشگاهی مورد استفاده در این پژوهش اندازه گیری بروش اسپكتروفلوئوریمتری و با دستگاه شیمادزو RF -5000 بوده است

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 دی 1388

    مواد افزودنی در پروژه های سد سازی

     

    امتیازات فیزیکی و اقتصادی قابل ملاحظه ای که مواد افزودنی برای بتن ایجاد می کند و همچنین در بسیاری موارد، مزایای فنی موجب رشد روز افزون کاربرد این مواد در بتن شده است.این مواد نه تنها امکان به کار بردن بتن را در شرایط پیچیده فراهم کرده اند که پیش از آن امکان استفاده از بتن در این شرایط به دلایل مختلف فنی وجود نداشت، بلکه امکان استفاده از گستره وسیع تری از مواد متشکله در مخلوط بتن را نیز به وجود آورده اند.سدها به علت نقش اساسی که در سیستم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی کشور دارند و نیز به علت سرمایه گذاری کلانی که برای ساخت آنها می شود، جز سازه های استراتژیکی محسوب می شوند که لازم است از عملکرد و دوام مناسبی در دراز مدت برخورداری باشند.ملاحظات اقتصادی مانند استفاده از مصالح در دسترس و کاهش مصرف سیمان، ضوابظ پایایی از جمله هوازایی، کاهش نفوذ پذیری، آب بندی و کاهش نسبت آب به مواد سیمانی، استفاده از مواد کمک سیمانی مانند پوزولانها ، سرباره و دوده سیلسی برای بهبود خواص وپایایی بتن که عموما منجر به افزایش آب مورد نیاز مخلوط می شوند، بهبود شرایط اجرایی مانند حمل و نقل، ریختن ومتراکم کردن بتن، بهبود خواص فیزیکی، مکانیکی و شیمیایی بتن و امکان ادامه عملیات اجرایی و بتن ریزی در شرایط آب و هوایی مختلف از جمله مواردی هستند که استفاده از مواد افزودنی در پروژه های سد سازی را اجتناب پذیر می کنند.با توجه به اندرکنش مواد افزودنی با مواد سیمانی و سایر اجزای تشکیل دهنده بتن و از آنجا که گستره وسیعی از مواد افزودنی با نامهای تجاری گوناگون موجود و در دسترس می باشند، آگاهی از خصوصیات کلی، مکانیزم واکنش و عوامل مو ثر بر عملکرد این مواد می تواند در انتخاب آنها برای یک پروژه خاص، به ویژه پروژه سد سازی، سودمند باشد.در این مقاله پس از بررسی کاربرد، مکانیزم واکنش و عوامل موثر بر عملکرد مواد افزودنی متداول در پروژه های سد سازی، راهکارهایی برای انتخاب این مواد برای یک پروژه سدسازی ارایه می گردد.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 6 دی 1388

    با اجرای نخستین تجربه سدسازی در مناطق سردسیر، از این پس شاهد توقف زمستانی عملیات احداث سدها در کارگاه های سدسازی کشور در فصول سرد سال نخواهیم بود.  دانش بکار گرفته شده در ساخت سدها در هوای سردسیر که در نوع خود یک طرح منحصر بفرد می باشد، اولین تجربه مهندسی در نوع خود می باشد که با اتکا بر دانش و توانمندیهای کارشناسان صنعت آب کشور طراحی و برای نخستین بار در استان آذربایجان غربی به اجرا درآمد. 
    با اجرای موفقیت آمیز این تجربه گرانبها که برای نخستین بار در تاریخ صنعت سدسازی کشور در سد ساروق تکاب به اجرا گذاشته شد، پس از این دیگر شاهد ادامه عملیات سدسازی در فصول سردسیر و در دماهای بسیار پایین نیز خواهیم بود.
      در مناطق سردسیر بارش نزولات جوی، شرایط آب و هوایی، سرمای زودهنگام و دیرپا و بروز یخبندان از فاکتورهای مهم و قابل توجه در اجرای پروژه های عمرانی خصوصا سازه های حساس از جمله سدسازی است.  سد مخزنی ساروق نیز که در منطقه سردسیر و با زمستان های بسیار سرد در منطقه تکاب احداث می شود بلحاظ شرایط فوق باید در ماههای یخبندان عملیات اجرایی آن متوقف می شد.  این در حالی بود که با توجه به مشکلات تامین آب آشامیدنی مردم تکاب و برنامه زمان بندی طرح و لزوم آبگیری در اسرع وقت ایجاب می کرد حداقل تراز بدنه سد به 1820متر از سطح آبهای آزاد برسد. 
    همین احساس مسولیت مضاعف درقبال نیاز اساسی مردم چاشنی کار شد و در اوج سرما چرخ های باز ایستاده از حرکت ناشی از سرما و یخبندان به گردش درآمدند و کار در زمستان نیز تداوم یافت و سد ساروق چهار متر دیگر نیز بالاتر رفت.
      معاون طرح و توسعه شرکت سهامی آب منطقه ای آذربایجان غربی در این زمینه می گوید: بحث تعطیلی کارگاه های سدسازی درمناطق سردسیر وتوقف عملیات اجرایی طی چندین ماه سال از دغدغه های مسوولان وزارت نیرو ومدیران شرکت مادر تخصصی مبنی بر عدم تعطیلی کارگاه های سدسازی در زمستان بود.  سجاد برشنده گفت: ادامه عملیات اجرایی سد در دمای بسیار پایین به دلیل رعایت حاشیه ایمنی ویژه و ضرورت آب بندی دقیق بدنه سد همچنین اجرای هسته رسی در ساختار سدهای خاکی در کنار رعایت مسایل فنی مرتبط از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.  وی معتقد است: هرچند راندمان اجرای هسته رسی در فصل زمستان بخاطر شرایط اجرایی آن معادل 50درصد راندمان کار در فصل تابستان بود ولی کاهش هزینه های توقف کار و بیکاری پنج ماهه درکنار کاهش زمان اجرا وآغاز سریع آبگیری از جمله مزیت های کار در فصل سردسیر است.  برشنده گفت: با توجه به آنکه آذربایجان غربی یکی از استان های پیشتاز در امر سدسازی در کشور است و در زمان حاضر 24سد در حال مطالعه و احداث دارد از اینرو اجرایی شدن این طرح در همه کارگاه های سدسازی استان می تواند نقش مهمی در صرفه جویی در عنصر زمان داشته باشد.  مدیرعامل شرکت سهامی آب منطقه ای آذربایجان غربی نیز با تشریح اهمیت این دستاورد مهم در صنعت سدسازی کشور گفت: برای اولین بار باتلاش های انجام شده در زمستان گذشته عملیات حساس اجرای هسته رسی سد ساروق در زیر برف و یخ انجام گرفت و در زمستان نیز کارگاه سد سازی به فعالیت خود ادامه داد.  نقی کریمی افزود: پشت سرگذاشتن مشکلات طبیعی و به انقیاد درآوردن شرایط در کاهش زمان دستیابی به ثمرات اجرای پروژه های سدسازی در حالی است که کارشناسان ما این فناوری ارزشمند را برای شکوفایی هرچه بیشتر صنعت سدسازی کشورمان به ارمغان آورده اند. 
    وی گفت: با بکارگیری این دانش جدید که در سد "ساروق" شهرستان تکاب و در فصل زمستان به اجرا درآمد ارتفاع این سد 4متر و به حجم 15هزار متر مکعب افزایش پیدا کرد .
     
    اجرای عملیات خاکریزی بخصوص اجرای "رس" کاری حساس و تعهد آور است برای فراهم کردن شرایط ادامه کار و نیز جلوگیری ازافزایش رطوبت یکی از راهکار ها، ایجاد پوشش مرتفع است که به دلیل زمانبر بودن و هزینه بالای آن و نیز آسیب پذیری پوشش مرتفع خصوصا در مقابل بادهای تند منطقه کنار گذاشته شد.
      ایجاد پوشش سطحی و استفاده از لایه خاک محافظ و بکارگیری مواد شیمیایی نیز به دلیل تبعات بعدی و مشکلات جانبی قابل اجرا نبودند.  پس از بررسی های زیاد، کارشناسان استفاده از پوشش سطحی و لایه خاک محافظ را در دستور کار قرار دادند. 
    هرچند استفاده از لایه خاک محافظ که نوعی پوشش سطحی نیز محسوب می شود کار دشوار و پر هزینه ای است از اینرو بهترین عایق در مقابل رطوبت و برودت محسوب می شد.
      از سوی دیگر "فوم پلی اتیلن" به دلیل داشتن ترکیبی از پلی اتیلن فشرده و حبابهای ریز هوا بهترین پوشش در دسترس و عایق رطوبتی و حرارتی است که علاوه بر مزیت های فراوان در اجرا، با توجه به ضخامت از کارآیی مطلوبی برخوردار است.  به این ترتیب عملیات اجرایی با برداشتن آخرین لایه رسی متراکم شده که یخ زده بود برداشته شد و اجرای رس آغاز و در پایان هر روز کاری نیز لایه فوم روی آخرین رس متراکم شده پهن گردید.  برای حصول اطمینان از نحوه عملکرد فوم پلی اتیلن، شبها حداقل دمای محیط و دمای زیر فوم اندازه گیری شد و این چرخه هر روز تکرار گردید. 
    اگر چه دو ماه آذر و دی برای تداوم کار از دست رفت ولی با پشت کار همه کارشناسان و کارگران اجرای این طرح، تراز رس به 1792متر رسید و به این ترتیب هسته رسی سد ساروق به ارتفاع چهارمتر و حجم 15هزار مترمکعب افزایش یافت.
      سد ساروق که آبگیری آن بزودی آغاز می شود قادر خواهد بود سالانه50    میلیون مترمکعب آورد رودخانه را تنظیم و از طریق یک رشته تونل آبیاری به طول 637 متر و با قطر تمام شده 5/3متر به مصارف مورد نیاز انتقال داد.  بدون شک اجرای این طرح در سد مخزنی ساروق در برودت چندین درجه زیر صفر و در زیر قندیل های یخ بیانگر تجربه موفق از توانمندی های متخصصین مجریان این صنعت افتخار آفرین است که همچون نگینی بر تارک توانمندی های مردم پر استقامت این مرز و بوم خواهد درخشید

  • نظرات() 
  • یکشنبه 6 دی 1388

    كنترل كیفیت سیمانهای مصرفی در پروژه سد :

    یكی از مصالح اصلی مصرفی در بتن سیمان میباشد كه عامل اصلی ایجاد ژل چسبناك بتن بوده و لذا كیفیت

     

    آن تاثیر مستقیم بركیفیت بتن ساخته شده خواهد داشت . بمنظور كنترل كیفیت بتن ساخته شده در یك

     

    كارگاه سد سازی میبایست در وحله اول یك سیستم كنترل كیفی دقیق و گسترده در كارگاه برای مصالح

     

    مصرفی در بتن ایجاد نمود تا در صورت مشاهده هر گونه نوسان غیرمجاز در كیفیت مصالح برای جلوگیری از

     

    به خطر افتادن كیفیت بتن تو لیدی بتوان اقدامات شایسته را منظور نمود . از پارامترهای كیفیتی قابل اندازه

     

    گیری و سنجش كیفیت سیمان در كارگاه میتوان به مقاومت سیمان در سنین مختلف ( اعم از فشاری و

     

    خمشی ) نرمی سیمان - زمان گیرش اولیه و نهایی سیمان - انبساط حجمی(اتوكلاو) و همچنین دمای

     

    سیمان مصرفی اشاره نمود. پروژه سد و نیروگاه مسجدسلیمان كه عملیات اجرایی اصلی آن از سال ۱۹۹۵

     

    تاكنون توسط مشاركت شركتهای دایلیم از كره جنوبی و ساتو از ژاپن با همكار ایرانی مشاركت شركتهای

     

    تابلیه و پرلیت آغاز گردید دارای ویژگی های خاص از نقطه نظرسیمان مصرفی در سازه های بتنی خود بوده

     

    است . در طول دوره ساخت سازه های بتنی این سد كه دارای حجمی بیش از یك میلیون متر مكعب بوده

     

    است ازمحصولات تولیدی كارخانجات سیمان مختلف استفاده شده و لذا كنترل كیفی سیمانهای یاد شده هم

     

    از نقطه نظر ذخیره سازی و مصرف و هم از لحاظ كیفیت سیمان و اثرات آن بر كیفیت و بالاخص مقاومت

     

    بتن ساخته شده دركارگاه از حساسیت خاصی برخوردار بوده است.آنچه در این مقاله ارائه شده مختصری از

     

    روشهای كنترل كیفی سیمان در كارگاه سد و نیروگاه جریانی مسجدسلیمان و نتایج بدست آمده از تحلیل

     

    آمار ی مقاومتهای فشاری سیمان های مصرفی و بتن های تولید شده میباشد . در این مقاله با بررسی نتایج

     

    مشاهده خواهد شد كه اولا كیفیت سیمانهای كارخانجات مختلف علیرغم تحت پوشش قرارداشتن آنها توسط

     

    ارگانهای مسئول ذیربط شدیدا باهم متفاوت بوده و ثانیا كیفیت سیمانهای ساخته ش ده توسط برخی از

     

    كارخانجات سیمان مورد بحث , درطول زمان ثابت و پایدار نبوده است و این امر موجب بروز مشكلات عدیده

     

    برای واحد كنترل كیفیت كارگاه گردیده است. درادامه ابتدا نتایج حاصل از كنترل كیفیت برخی ازخواص

     

    فیزیكی و شیمیایی سیمانهای یاد شده و مقایسه آنها ارائه گردیده و سپس تاثیر تغییرات كیفیت مقاومتی

     

    سیمانهای مذكوربرروی كیفیت مقاومتی بتنهای ساخته شده با سیمانها مورد بررسی قرار گرفته است.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 6 دی 1388

    سد جیرفت

    سد جیرفت در مركز جنوب شرقی ایران، در منتهی الیه شرقی جبال زاگرس، در 250 كیلومتری جنوب كرمان، در 40 كیلومتری شمال شرقی شهرستان جیرفت و با اهداف زیر روی رودخانه هلیل رود ساخته شده است.:

    +ذخیره آب و بهره برداری از آن جهت آبیاری یازده هزار هكتار اراضی زیردست

    +تولید انرژی برقابی

    +جلوگیری از خسارات ناشی از طغیانهای فصلی

    +و بالاخره تغذیه مصنوعی منابع آبهای زیرزمینی

    مشخصات سد :

    سد جیرفت یك سد بتنی دو قوسی با ارتفاع 134 متر از پی و طول تاج 277 متر می باشد.

    ضخامت سد در كف 17 متر و در تاج 5 متر، می باشد حجم بتن بدنه سد 362000 متر مكعب و حجم حفاری معادل 254 هزار متر مكعب است.

    سطح دریاچه در رقوم حداكثر 9 میلیون متر مربع و در رقوم نرمال 8/45 میلیون متر مربع می باشد.

    آب بندی زیر و اطراف سد با ایجاد پرده أی به مساحت 128000 متر مربع و از طریق 130000 متر حفاری و تزریق 13000 تن سیمان تامین شده است. حداكثر عمق حفاری تزریق در راستای تاج سد در تكیه گاه ها 200 متر و در كف 100 متر می باشد. سد جیرفت مجهز به دو دریچه سطحی به ابعاد 9×145 متر با قابلیت عبوردهی 2750 متر مكعب بر ثانیه، دو دریچه میانی به ابعاد 5/7×5/7 متر با قدرت عبوردهی 3300 متر مكعب بر ثانیه و بالاخره دو دریچه كف به ابعاد 5/1×35/1 متر و با قابلیت عبور دهی 1674 متر مكعب بر ثانیه می باشد.

    زمین شناسی

    مخزن دریاچه در یك منطقه محدود بین مجموعه سنگهای آذرین در شمال و سنگهای رسوبی در جنوب قرار گرفته است. هلیل رود روی یك بستر آبرفتی كه سنگهای مارنی و ماسه أی (فلیش) را می پوشاند جاری است. محل احداث سدگلوگاه آهكی واقع روی فلیش نفوذناپذیر می باشد. وجود لایه نفوذپذیر در بالا دست محل احداث سد باعث گردید تا پرده عایق بسیار گسترده أی در طرفین و زیر بدنه سد پیش بینی گردد این پرده آب بند تا محل تماس سنگهای آهكی با فلیش نفوذ ناپذیر ادامه یافته است.

    سازه های جنبی :

    سد جیرفت دارای سازه های جنبی با مشخصات زیر می باشد:

    الف . تونل انحراف موقت به طول 246 متر قطر تمام شده 2/7 متر كه پس از اتمام عملیات ساختمانی مسدود گردید.

    ب . نیروگاه برق آبی
    تونل آبرسانی مورد نیاز نیروگاه از طریق دو آبگیر واقع در بالا دست سد وراد تونلی به طول 2450 متر و با قطر 3 متر و ضخامت 10 میلیمتر و شیب 002/0 شده و پس از عبور از یك دستگاه شیر پروانه أی به داخل چاه عمودی به عمق 100 متر سرازیر شده و پس از طی مسافتی افقی به طول 350 متر وارد نیروگاه می شود به منظور استهلاك ضربه قوچ در محل شیر پروانه أی چاه تعداب به قطر 6 متر و ارتفاع 81 متر و گالری انبساط به طول 150 متر و به قطر 6/3 متر تعبیه گردیده است.

    - نیروگاه دارای مشخصه های زیر می باشد:

    حفاری 5500 متر مكعب ، بتون ریزی 19226 متر مكعب، 1233 تن آرماتور، مساحت كل (در شش طبقه) 1850 متر مربع. تجهیزات نیروگاه عبارت است از : دو توربین به قدرت
    MW15 و دبی 5/12 متر مكعب بر ثانیه از نوع فرانسیس ، دو ترانسفورماتور به قدرت 20 مگا ولت آمپر، با توجه به میزان آب آوری رودخانه هلیل رود میزان متوسط تولید انرژی با اطمینان 95% ، 5/43 مگا وات ساعت ، با اطمینان 85% ، 75 مگا وات ساعت و بالاخره با اطمینان 50% معادل 85 مگا وات ساعت می باشد.

     

     

  • نظرات() 
  • یکشنبه 6 دی 1388

    سد سازی تا قبل از هخامنشیان
    سد سازی یا بند سازی از فعالیت های مهندسی به شمار می رود كه شرایط تاریخی و جغرافیایی خاص مناطق در پیدایش ،‌شكل گیری و گسترش آن سهم به سزایی دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافیایی بنابر ضرورت یا نیاز ساكنین آن جا نسبت به ایجاد سد،‌بند یا آبگیر اقدام می كرده اند تا نیازهای خود در زمینه آبیاری و آبرسانی را مرتفع سازند. در مناطقی نیز به خاطر پایین بودن سطح آب‌های رودخانه ها یا نیاز جهت تغییر مسیر رود ، سد سازی انجام می گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و برای نیازهای كشاورزی و عمرانی از آن استفاده كنند.
    در ایران نیز به جهت كمبود آب،‌شرایط اقلیمی خاص و نیازهای روزمره آب ماده ای بسیار ارزشمند محسوب می شده كه این امر را علاوه بر بندسازی ، سد سازی و آثار به جا مانده می توان در فرهنگ ایرانی و ارزشی كه برای آب قایل می شدند و حافظه تاریخی مردم ایران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد.
    در سرزمین های ایران و مصر كه از قدیم در معرض سیلاب و طغیان رودخانه ها قرار داشتند‌،ساخت بندهای متفاوت در طول مسیر رودخانه ها و یا مناطق سیل خیز به جلوگیری از خسارات این گونه طغیان ها كمك فراوانی می كرد.
    تاریخ سد سازی در ایران‌،مصر و بین النهرین ( میان رودان) قدمتی بسیار طولانی دارد و هنوز هم می توان نشانه هایی از آنها را در این سرزمین ها یافت. به طور كلی سدسازی و نیز لایروبی و مرمت آنها از دیر باز در ایران دیگر سرزمین ها ،‌مانند سایر كارهای عام المنفعه و پروژه های بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهانی كه به امور آبادانی و آبادی علاقه بیشتری داشتند انجام می گرفته است و در این میان رونق اقتصادی و پیشرفت آبادی ها و شهرهای مرتبط با سیستم های آبیاری و آبرسانی نیز بستگی بسیار زیادی با مقوله سد و سد سازی و اهمیت حكمرانان به این مسایل داشته است.
    سد سازی از دوره هخامنشیان تا قبل از اسلام
    پادشاهان هخامنشی به واسطه نیاز جغرافیایی كشور ایران و علاقه ای كه در گسترش و آبادانی سرزمین تحت فرمانروایی از خود نشان می دادند و در زمان امپراتوری خود سدها و بندهای زیادی در بخش های جنوب غربی و جنوبی ایران ساختند. بسیاری از سیستم های آبرسانی و آبیاری كه تا سال های متمادی نیز در ایران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ایرانی است كه در زمان های بسیار دور تلاش نمودند تا نیازها و كمبودها را در زمینه های عمرانی و آبادی بر طرف نمایند و آثار و شواهد آن را نیز می توان در نقاط مختلف ایران درك نمود. علاوه بر آن بسیاری از آثار به جا مانده از این دوران ها در سرزمین های تابعه حكومت های ایران باستان نیز قابل مشاهده است.
    یكی از رودخانه هایی كه از قدیم به رودخانه اروند می پیوسته است «‌دیاله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدی برای آبیاری ،‌از خاك و چوب بر روی این رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال های آبرسانی را تغذیه می كرد. همچنین در زمان هخامنشیان اولین كوشش ها جهت سد سازی بر روی اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات این رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نیز در زمان حكومت بابلیان بر بین النهرین تمایل رود فرات نسبت به شرق بیشتر از امروز بوده و این رود تنها دارای یك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بین سال های 600 ق.م تا 100 ق. م اتفاق افتاده است . چنان كه پیداست هخامنشیان سدهایی بر روی رودخانه های فرات و اروند ساختند و گام هایی دیگر در گسترش شبكه كانال های آبیاری برداشتند. بدون شك هنگامی كه اسكندر مقدونی در حدود سال 400 ق. م به آنجا ها رسید آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافی دان سده اول میلادی یونان خبر از ویرانی آنها به دست اسكندر مقدونی می دهد. ولی واقعیت این كه اسكندر این سدها را ویران كرده باشد كاملا معلوم نیست چون برخی نیز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتی به حفر كانال ها و نظارت بر این سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبیاری با بهره وری از بند سازی در فرات و اروند پیرامون سده چهارم پیش از میلاد كاملا روا بوده است و این سیستم های سد بندی و آبیاری بعدها در زمان ساسانیان به حد بالای گسترش خود رسید.
    علاوه بر بندها و آبگیرهایی كه در زمان هخامنشیان بر روی رودخانه های اروند و فرات ساخته شد،‌در آن زمان بر روی رودخانه «‌كر »
    kur در فارس نیز بندهایی برای آبیاری زمین های پیرامون تخت جمشید ایجاد شد. با این كه آثاری از تمامی سدهای ساخته شده در زمان هخامنشی ها در دست نیست، ولی برخی از بندها كه تا به امروز بر روی آن رودخانه بر جای مانده اند دارای پایه های هخامنشی هستند. از جمله این سدها « بند ناصری » است كه در 48 كیلومتری شمال غربی تخت جمشید واقع شده است.
    ابن بلخی (سده پنجم‌) سد ناصری را چنین توصیف می كند:« در این قسمت رودخانه در زمان های قدیم سدی ساخته شده بود كه آب كافی را برای آبیاری زمین ها تأمین می كرده است ،‌اما در روزگاران هرج مرج كه اعراب به سرزمین ایران تاختند این سد رو به خرابی نهاد و در تمام حوزه های رامجرا ( را مجرد‌) دیگر كشاورزی انجام نشد. ..»
    سد دیگر بند فیض آباد نام دارد كه در حدود 48 كیلومتری شمال تخت جمشید قرار گرفته است چنان كه گفته شده است یكی از سه بندی كه بر روی رود كر ساخته شده بوده 25 متر درازا و 25 متر بلندا داشته است.
    در نزدیكی شهرك «‌كوار » در جنوب شیراز سد هخامنشی دیگری به نام «بند بهمن» بر روی رودخانه « مند» بنا شده است. طول بند در حدود 100 متر و بلندای آن حدود 25 متر می باشد . بخش عمده ای از این سد تا كنون از گل و لای پر شده است.
    در زمان ساسانیان و هنگام حكومت شاپور اول ، ارتش شكست خورده والرین رومی كه مركب از 70000 هفتاد هزار نفر می شد به اسارت ایرانیان درآمد، شاپور از این اسیران برای ساختن ساختمان هایی در ایران استفاده كرد. یكی از این ساختمان ها «‌سد شادروان شوشتر» بر روی رودخانه كارون به شمار می آید . شوشتر كه در كناره شرقی كارون بر روی ساحل سنگی ساخته شده از زمان ساسانیان یكی از شهرهای مهم بود. از زمان ایلامیان و دوران اولیه سلسله ساسانی برای بالا بردن سطح آب در كارون تا به سطح شهر شوشتر سدی بر روی این رود زده بودند.
    ابن حوقل در صورة الارض راجع به شادروان شوشتر می نویسد:
    « سرزمین خوزستان در محلی مستوی و هموار قرار گرفته است و دارای آب های جاری است . بزرگترین رودهای آن شوشتر است كه شاپور شادروان (سد معروف) را در دروازه شوشتر بر آن ساخت تا آب آن بالا آمد و به ثمر رسید چه شوشتر در زمین مرتفعی قرار دارد.»
    چنانكه پیداست سد اولیه بر روی كارون از لحاظ بالابردن سطح‌ آب چندان رضایت بخش نبود پس ایران رومی را برای رفع نقایص به كار گماشتند . احتمالا علاوه بر نیروی كارگری چندین مهندس نیز در سپاه روم بوده اند. گام نخست ،‌ایجاد رودخانه ای انحرافی « گرگر» بوده كه در هنگام ساختن سد آب كارون را هدایت می كرده است. این سد كه پس از تعمیرهای پشت سر هم تا كنون به جا مانده است «‌بند میزان » نام دارد. سد دارای سرریزهایی است كه در هنگام بالا آمدن آب اضافی آن را تخلیه می كرده است. پهنای این سد بین 10 تا 12متر است . ساختن این سد از سه تا هفت سال طول كشید و هنگامی كه ساختمان آن پایان یافت . ورودی رود گرگر با بند دیگری بسته شد كه امروزه « بندقیصر » نامیده می شود . این سد نیز كه تا كنون به جا مانده از تكه های بزرگ سنگی كه با بست های آهنی به یكدیگر محكم شده اند ساخته شده است. برای كنترل آب رودگرگر شش سرریز در آن سد ساخته شده بوده است . كانال گرگر پس از گذشتن نزدیك به 30 كیلومتر به سوی جنوب دوباره به كارون می پیوندد . نشانه های موجود چنین می گوید كه برای آبیاری نهرهای دیگر نیز بر روی این كانال زده شده بوده است.
    به نظر می رسد كه این نخستین بار در تاریخ سد سازی است كه برای ساختن سدی بر روی رودخانه ای‌، برای آن كانال انحرافی ساخته اند و به ویژه از دیدگاه مهندسی با توجه به مقدار آب كارون این خود پروژه با اهمیتی به شمار می رفته است. از كتاب تحفة العالم درباره ساختمان سد شادروان چنین آمده است:
    «... ذوالاكتاف بعد از قلع و قمع اعراب به جنگ قیصر كمر بسته او را مغلوب و اسیر كرد و به ایران قصد داشت و پس از مؤاخذه و مصادره به او فرمود كه اگر نجات خود را می خواهی ممالكی را كه از قلمرو من خراب كرده ای بساز و چون شاپور را به عمارت و آبادی شوشتر رغبتی بوفور بود. قیصر التزام نمود كه ابتدا شادروان شوشتر را بسازد و چنان كند كه در حوالی شهر زرع مایی توانند كرد .قیصر چون بر جان خود ایمن گشت ... بفرمود تا مهندسین با فرهنگ ار روم ... و مهندسان بعد از آنكه ترازوی آب را بر‌آورد نمودند دیدند كه به سبب بسیاری رودخانه و شدت جریان آب ساختن شادروان محال و زمین رودخانه را سنگ بست نمودن كه دیگر باره عمیق نشود ممكن نیست مگر آن كه آب را اولا به طرف دیگر جاری نمایند تا آب از رودخانه منقطع گردد بعد از ساختن زمین رودخانه شادروان باز آب را به این طرف سردهند و آن رخنه را ببندند...»
    در شاهنامه فردوسی اشاره به این موضوع شده كه سازنده و مهندس شادروان شوشتر شخصی به نام « برانوش » بوده است. ساختمان سد شادروان در زمان شاپور ساسانی در 280 میلادی پس از سه سال عملیات ساختمانی به اتمام رسید. در ساختمان این سد برای پیوند و پا برجایی سنگ های گرانیت به كار برده اند.
    بنا به شرح كتاب مجالس المومنین نوشته طبری عمود های آهنین كه در سرب قرار داشته نیز در آنجا به كار رفته بوده است.
    یكی از بندهای دیگری كه پس از سد شوشتر ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه های آن هنوز هم به چشم می خورد .درازای این سد بیش از 1000 هزار متر بوده و احتمالا 8 متر ضخامت(پهنا)‌داشته است . مقدسی جغرافی دان اسلامی سده سوم هجری درباره سد اهواز چنین می گوید :« میان این دو بخش { اهواز را } پل «‌هندوان » كه با آجر ساخته شده پیوند می دهد... روی این نهر {مسرقان } دولاب‌‌های بسیار است كه فشار آب آنها را می گرداند و «‌ناعور »‌خوانده می شوند.
    سپس آب در كاریزها كه در بالا نهاده شده می آید ... بستر رودخانه نیز از پشت جزیره ای به اندازه یك صد درس به یك شادروان كه (دیواره ای )از سنگ ساخته شده بر می خورد و بازگشته (و دریاچه می شود با فواره های شگفت انگیز ) و به سد جویبار می افتد كه به آبادی‌ها می رود و كشتزارها را سیراب می كند. ایشان می گویند:‌اگر شادروان نبود اهواز آباد نبود چه در آن هنگام از آب‌هایش بهره برداری نمی شد. شادروان درهایی دارد كه هنگام افزایش آب آنها را باز می كنند ... صدای آب سرریز شده از شادروان در بیشتر سال آدمی را از خواب باز می دارد.»

    بند دیگری كه در سده چهارم پس از میلاد توسط شاپور دوم (و یا احتمالا بازمانده‌اش اردشیر دوم ) ساخته شده سد پل گونه دزفول است كه بر روی رودخانه كوفه زده شده و در محل پی پل قرار گرفته بوده است. از زمان ساسانیان نام سد دیگری به نام « بند قیر »‌بر روی رودخانه كارون در محل پیوستن دو رود آب گرگر و آب دز به كارون بر جای مانده كه پس از سدهای شوشتر و اهواز از مهم ترین سدهای روی كارون به شمار می آمده است.چنان كه پیداست نام این سد نماینده كاربرد « قیر » برای آب بندی آن به منظور افزایش پا بر جایی و سختی و استحكام سد بوده است.
    پادشاهان و مهندسان ساسانی افزون بر ساختن سد بر روی كارون و كرخه در سرزمین عراق امروزی نیز به ساختن سدهایی به ویژه در كرانه شرقی اروند بین سامره و كوت مبادرت كردند . ساسانیان سیستم آبیاری رودخانه دیاله را گسترش دادند و در پدید آوردن نهرها تا آنجا پیش رفتند كه نیاز به مقدار آبی بیشتر از آنچه كه دیاله می توانست بدهد پیش آمد. این گره به كمك رودخانه اروند گشوده شد ، بدین معنی كه ابتدا آب آن را با ابزارهای بالا بردن آب و سپس با كانال های عظیم بالا می بردند و آن را بدینوسیله به رود دیاله سوار می كردند . گسترش شبكه آبیاری در جنوب ایران و بین النهرین در زمان خسرو اول پادشاه ساسانی (579 ـ 531 م) به درجه بالای خود رسید . یكی از نمونه های این گسترش كانال نهروان بوده است كه از پشت سد بر روی اروند نزدیك محلی به نام دور ( (
    Dur
    تغذیه می شده است . این كانال بعدها در زمان خلفای عباسی تعمیر شد . كانال نهروان در محل باكوبه (واقع در پنجاه و سه كیلومتری شمال شرقی بغداد و حدود 110 كیلومتری پایین دست سد) به رودخانه دیاله می رسید.10 نكته جالب توجه آن است كه كانال نهروان و رودخانه دیاله در یك سطح و بدون هیچگونه كنترل مجازی به یكدیگر می رسیدند و این نشان دهنده آن است كه مهندسان ساسانی می توانسته اند جای سد را طوری برگزینند كه این جریان و ارتباط طبیعی با دقت انجام گیرد. و این خود نمایشگر تبحر آنان در پیاده كردن نقشه و نقشه برداری ساختمان ها و تأسیسات بوده است. در حدود سی و شش كیلومتری جنوب باكوبه سدی به نام سد بلادی برای كنترل جریان آب در دیاله ساخته شده بود كه آب دیاله را به داخل كانال كوتاهی (كه در زیر بغداد و بالای تیسفون به اروند می‌ریخت )‌كنترل می كرد.
    افزودن بر سدها و پل هایی كه شرح آنها آمد از باستان در سرزمین خوزستان بندها، پل ها و سدهای دیگر نیز ساخته شده بوده است كه به آبیاری زمین های پیرامون كمك فراوان می كرده اند برخی از این سدها عبارت بودند از : 11
    ـ سد قلعه رستم ، در 33 كیلومتری شمال شوشتر بر روی كارون كه دارای سه دهنه بزرگ از بالا به پایین بوده است. نهری را كه از این سه سد آب می گرفته نهر « جوی بند » و یا « دیم چه » می گفته اند . درازای این نهر آبیاری 18 كیلومتر بوده است. ـ
    ـ سد شعیبیه : كه در 24 كیلومتری جنوب غربی شوشتر و بر روی رودخانه دز ساخته شده بوده است.
    ـ سد كارون : كه در 8 كیلومتری شمال اهواز قرار داشته است.

    -سد عجیرب :كه در 36 كیلومتری شوشتر روی رودی با همان نام احداث شده است.

    ـ سد كرخه : این سد در 15 كیلومتری شمال حمیدیه واقع بوده و پیش تر به آن سد نهر هاشم می گفته اند.
    ـ سد ابوالعباس : در 18 كیلومتری رامهرمز واقع است و از سه دهانه تشكیل می شده است.
    ـ سد ابوالفارس : در جنوب شرقی رامهرمز.
    ـ سد جراحی : در 29 كیلومتری جنوب رامهرمز.
    یكی دیگر از آثار تاریخی دوران ساسانی دژ باستانی ایزد خواست و آثار تاریخی مربوط به آن است. این آثار كه در راه اصفهان به شیراز در 41 كیلومتری جنوب اصفهان واقع شده شامل قلعه ،‌آتشگاه ، پل ،‌كاروانسرا و سد نزدیك آن است . سد ایزد خواست (یزد خواست‌) در ده كیلومتری جنوب دهكده یزد خواست قرار گرفته و درازایش 65 متر و پهنای آن نزدیك 6 متر است . از ویژگی های این بند كه تنها بخشی از آن برجای مانده است ،‌آن است كه این سد از نوع قوسی بوده است . 12 سد یزد خواست كه می توان آن را نخستین بند قوسی جهان دانست از بناهای دوره ساسانی است . مصالح ساختمانی سد شامل سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج و نمای آن از سنگ تراشیده با اندود ساروج است . چنان كه پیداست این بند برای جمع كردن آب های بهاری و جلوگیری از جریان سیل در منطقه ایزد خواست ساخته شده بوده است.
    سد سكندر: درباره دیواره یا سدی كه در تاریخ به نام سد سكندر موسوم گشته نوشته ها و اخبار متعددی ذكر شده است . عده ای معتقدند اسكندر مقدونی در لشگر كشی های خود به شرق در منطقه ماوراء النهر بنا به درخواست مردم منطقه كه مرتبا در معرض تهاجم قومی به نام یأجوج و مأجوج بوده اند. این سد را رد دهانه دره ای بنا می كند تا جلوی مهاجمان گرفته شود. البته در انتساب بنای مذكور به اسكندر جای شك فراوان وجود دارد و می تواند مانند بسیاری از داستان های تخیلی و ساختگی مربوط به اسكندر مطرود تلقی شود. اسكندر مهاجم با تهاجم سریع خود و مدت كمی كه در اختیار داشته و مرتبا در حال حمله و لشكر كشی بوده ، بعید است كه چنین كار عظیمی را انجام داده باشد.
    بلعمی در ترجمه خود از تاریخ طبری اوایل سده سوم هجری و به نقل از روایت قرآن13كریم ساختن سد یأجوج و مأجوج را به شخصی به نام اسكندر ذوالقرنین منتسب می داند بر طبق آن مردم ‌از اسكندر می خواهند برایشان سدی بسازد كه میان آنها و اقوام مهاجم حایل باشد.
    ابوریحان بیرونی كه می خواسته بداند كه محل سد سكندر در كجا بوده است در مورد شخصیت ذوالقرنین چنین نظر می دهد كه وی یكی از امیران حمیدی بوده است. مقدسی نیز در احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم (صفحات 533 تا 538 ) با شرحی مشابه ابوریحان می نویسد كه دیواره سد پنجاه ذراع كلفتی و بلندی داشته و با خشت های آهنین در مس پوشانده شده بوده است. از این نوع روایت و روایات نظیر آن می توان احتمال داد كه سد موسوم به سد اسكندر نوعی دیواری دفاعی بوده است. علاوه بر سد سكندر در نوشته های تاریخی از دیواره های دفاعی دیگری نیز كه همگی در منطقه مازندران (طبرستان) ایجاد شده بودند نام برده شده است. این سد ها یا دیوارها به نام های سد تمیشه ،‌سد دربند ،‌سد انوشیروان ،‌سد مرو و باب الابواب شهرت یافته اند و احتمال دارد كه سد سكندر یكی از این پنج دیوار ،‌بوده باشد . روایاتی كه ذكر شد همگی از وجود دیواره های دفاعی متعدد در ناحیه شمال خراسان و كناره دریای خزر حكایت می كند . برخی از این حفاظ ها به صورت سد یا بندی در دره ای بوده و برخی دیگر نیز به شكل دیواری طویل ازسدی تا سدی دیگر كشیده شده بوده است . سدها و دیواره های دفاعی در شمال خراسان برای حفاظت شهرهای آن سامان از هجوم اقوام وحشی ایجاد شده بوده است. این ناحیه از ایالت های مهم ایران در عصر هخامنشی به شمار می آمده است و آن طور كه از تاریخ بر می آید كشور ایران از زمان كوروش هخامنشی در این ناحیه همواره در معرض هجوم قبایل وحشی قرار داشته است با توجه به این كه برخی ذوالقرنین را همان كوروش شاه هخامنشی دانسته اند بعید نیست كه در آن عصر اقداماتی در دفاع از این منطقه با ایجاد سدها و دیوارهای حایل انجام گرفته باشد. اقدامات دفاعی احتمالا از دوره هخامنشیان آغاز شد،‌در عصر اشكانیان هم بنا بر شواهد موجود مانند دیوار دفاعی گرگان و تطابق نظریات باستان شناسی قوت یافت و در دوره ساسانیان نیز تأسیسات مزبور بازسازی شده و مواضعی نیز بدان افزوده گشته است و نیز به احتمال نزدیك به یقین می توان گفت كه اسكندر مقدونی چیزی در آن ناحیه نساخته است !‌نه سبك ساختمانی و نه آثار باقیمانده ‌،‌هیچ یك حكایت از چنان اقدامی نمی كند و به طور حتم اسكندر در گذار از سرزمینی بیگانه و در مدتی كوتاه نه انگیزه و نه توان انجام چنان كاری را داشته است . ضمن این كه بعید به نظر می رسد كه مردم ایران كه اسكندر در برابر آنها حكم یك مهاجم و اشغالگر را داشت از یك بیگانه چنین درخواستی كنند و او نیز پاسخ دهد. انتساب نام اسكندر به این بناها و دیگر آثار را باید انگاره ای نادرست دانست كه به ذهن عوام راه یافته و در برخی نوشته ها نیز مغرضانه و یا نا آگاهانه ظاهر شده است.
     
     

     

    منابع و مأخذ:
    ـ فرشاد ، مهدی ـ تاریخ مهندسی در ایران ـ انتشارات بنیاد نیشابور شناسی ـ‌چاپ دوم ـ‌1362 خورشیدی ـ صص 265 ـ 252 .
    1-
    willcocs,w.( The Restoration of the Ancient

    2-
    Irrigation works on the tigris), cairo,1903 ,P10
    3-
    Houtum SCHINDLER ,(A .Note on the Kur River in fars), proc, Royal Geogr .soc. vol .13/1891 . p.288
    3ـ ابن بلخی ،‌فارسنامه ، به اهتمام علی نقی بهروزی ـ انتشارات اتحادیه مطبوعاتی فارس ـ ص 28
    4-
    Goblot ,h,(le Rolede Iran dans les Techniquesdeieau) ,Techniques,Arts,sciences.no.15516.1962.p.48
    5- ابن حوقل ،‌صورة الارض ،‌ترجمه جعفر شعار ،‌انتشارات بنیاد فرهنگ ایران‌،شماره دوم ص 24
    6-
    CURZON.G.N.( Leaves from a Diary on the Karun River) fort.nightly Review.London .1890 . ps713- 706
    CURZON.G همان منبع P.715
    8 ـ كریمی ، بهمن ـ راه های باستانی و پایتخت های قدیمی ایران،‌ تهران‌ ـ 1329 خورشیدی ص 97
    9ـ مقدسی ،‌محمد بن احمد ـ‌احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ـ ترجمه علینقی منزوی ـ شركت مؤلفان و مترجمان ایران ـ صص 614 ـ 613
    10 ـ
    WILLCOCS.wهمان منبعP.10
    11ـ كریمی ،‌بهمن ـ‌همان منبع ـ‌ صص 109ـ 106
    12ـ ورجاوند ،‌پرویز، قلعه باستانی ایزد خواست و آثار تاریخی آن ـ بررسی های تاریخی شماره 1سال هفتم

     

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :